5 نشانه که می گوید بعد از جنگ به یاری روانشناس احتیاج دارید
به گزارش تور ایتالیا ارزان، تجربه بحران های بزرگ همواره تاثیرات عمیقی بر ساختار فکر انسان به جا می گذارد و در این شرایط سخت، دریافت یاری روانشناس پس از سرانجام جنگ برای بازگشت به یک زندگی عادی ضرورت انکارناپذیری دارد.
اگر فرصت کافی برای مطالعه کامل این نوشته را ندارید، باید اشاره کنیم که بازگشت مدام خاطرات تلخ، بی حسی عاطفی، اضطراب شدید و مداوم، دوری از اجتماع و بعلاوه بروز دردهای جسمانی مهم ترین نشانه هایی به حساب می آیند که به شما می گویند باید هرچه سریع تر برای درمان آسیب های روحی خود اقدام کنید.
1. مرور مداوم خاطرات تاریک و برهم خوردن خواب
فکر انسان ماشین پردازشگر بسیار پیچیده ای به شمار می رود که گاهی نمی تواند اتفاقات سنگین و ناگهانی را به راحتی تحلیل کند. وقتی رویدادهای تلخ به صورت مداوم در افکار شخص مرور می شوند، آرامش درونی به طور کامل از بین خواهد رفت. در چنین شرایطی مغز توانایی فاصله گرفتن از اتفاقات دردناک گذشته را ندارد. تماشای اخبار روزمره، شنیدن صدای آژیر یا حتی صدای بلند موتور ماشین ها ممکن است به صورت ناخودآگاه خاطرات مربوط به حملات هوایی را در فکر شخص تداعی کند و باعث بروز حملات پنیک یا عصبی گردد.
در کنار این موارد، کابوس های شبانه نیز کیفیت خواب را به شدت کاهش می دهند و فرد در طول روز انرژی کافی برای انجام کارهای ساده خود را ندارد. در این شرایط بحرانی ناشی از جنگ حتما باید از یاری روانشناس بهره ببرید تا این چرخه آسیب زا در فکر شما متوقف گردد. متخصصان حوزه سلامت روان با استفاده از روش های علمی معتبر به فکر آموزش می دهند تا این خاطرات را پردازش نموده و در بایگانی گذشته قرار دهد.
2. قطع ارتباط عاطفی با دنیای بیرون
بسیاری از افراد پس از تجربه بحران های سخت و طاقت فرسا، توانایی ابراز احساسات طبیعی خود را به طور کامل از دست می دهند. آن ها دیگر از اتفاقات خوب و موفقیت های کوچک شادمان نمی شوند و در برابر اخبار بد نیز واکنش خاصی نشان نمی دهند. این مکانیسم دفاعی فکر دقیقا برای جلوگیری از تحمل درد بیشتر شکل می گیرد و فرد آسیب دیده را در یک پیله نامرئی فرو می برد.
فاصله گرفتن از دوستان صمیمی و اعضای خانواده روند بهبود را به شدت کند می نماید. وقتی فردی بعد از جنگ با این انزوای شدید و بی حسی عاطفی روبرو می گردد، دریافت یاری روانشناس به او اجازه می دهد تا دوباره با احساسات واقعی خود ارتباطی سازنده برقرار کند. روان درمانی به شخص یاری می نماید تا قفل احساسات مسدود شده خود را به آرامی و در یک محیط کاملا امن باز کند.
3. زندگی در شرایط هشدار دائمی
سیستم عصبی افراد پس از خاتمه درگیری ها همچنان در حالت آماده باش کامل قرار گرفته است. کوچک ترین اتفاق پیش بینی نشده ای می تواند باعث ایجاد ترس بسیار شدید در وجود شخص گردد. تپش قلب بالا، تعریق مداوم، لرزش دست ها و نفس تنگی از نشانه های فیزیکی این مشکل اضطرابی به حساب می آیند. فرد مدام احساس می نماید که هر لحظه قرار اتفاق بدی رخ دهد و این انتظار طولانی برای فاجعه، تمام انرژی روانی او را مصرف می نماید.
متخصصان معتقدند وقتی اثرات مخرب جنگ باعث ایجاد چنین سطح بالایی از اضطراب همیشگی می گردد، یاری روانشناس نقش مهمی در آرام کردن سیستم عصبی و بازگرداندن تعادل هورمونی ایفا می نماید. درمانگر با ارائه تکنیک های شناختی به شخص یاری می نماید تا تفاوت بین خطر واقعی و خطر خیالی را متوجه گردد و واکنش های منطقی تری نشان دهد.
چرا نباید علائم روحی را نادیده بگیریم؟
بسیاری از مردم به اشتباه فکر می نمایند گذر زمان به تنهایی توانایی درمان همه زخم های فکری را دارد. اما واقعیت مسیر کاملا متفاوتی را طی می نماید و نادیده گرفتن مسائل روحی معمولا به عمیق تر شدن و مزمن شدن آن ها ختم خواهد شد. آسیب های روان شناختی درمان نشده مانند یک عفونت پنهان در بدن عمل می نمایند و به مرور زمان تمام بخش های زندگی فردی و اجتماعی را درگیر خواهند کرد. مداخله زودهنگام همواره برترین نتیجه ممکن را به همراه دارد و از بروز اختلالات پیچیده تر و طولانی مدت جلوگیری می نماید.
تضعیف سیستم ایمنی بدن
استرس مداوم و فشارهای روانی حل نشده سطح هورمون کورتیزول را در خون انسان بالا می برند. این موضوع به شکل مستقیم روی عملکرد سیستم ایمنی بدن تاثیر منفی می گذارد. افرادی که آسیب های روحی خود را پنهان می نمایند، بیشتر از سایرین در معرض بیماری های عفونی قرار می گیرند. ضعف سیستم ایمنی باعث می گردد فرد توانایی جسمی لازم برای مقابله با بیماری های ساده و فصلی را نیز نداشته باشد.
تخریب روابط فردی و اجتماعی
آسیب های روانی روی نحوه ارتباط ما با دیگران تاثیر مستقیم دارند. پرخاشگری های بی علت، بی حوصلگی یا گوشه گیری باعث خستگی اطرافیان می گردد و به مرور زمان فرد شبکه های حمایتی خود را به طور کامل از دست می دهد. حفظ روابط سالم نیازمند یک فکر آرام و متعادل خواهد بود که بدون درمان تخصصی به دست نمی آید.
4. فرار از واقعیت ها و نشانه های یادآور
کوشش همیشگی برای دوری از هر چیزی که یادآور اتفاقات گذشته باشد، یکی دیگر از نشانه های خطرناک و مهم به شمار می رود. فرد آسیب دیده سعی می نماید از رفتن به محله های خاص یا ساختمان های معین خودداری کند. حتی ممکن است از صحبت کردن درباره موضوعات مرتبط با بحران به شدت فراری باشد و بلافاصله مسیر مصاحبه را تغییر دهد.
این فرار مداوم و پنهان شدن از واقعیت، انرژی فکری بسیار زیادی را هدر می دهد و محدوده زندگی شخص را روز به روز کوچک تر و محدودتر می نماید. وقتی خاطرات تاریک جنگ باعث شکل گیری این رفتارهای اجتنابی آسیب زا می گردد، یاری روانشناس به فرد می آموزد تا به جای فرار همیشگی، با ترس های درونی خود به شکل اصولی روبرو گردد و آن ها را منطقی حل نماید.
5. بروز دردهای جسمانی بدون علت پزشکی
گاهی اوقات مسائل روحی و روانی توانایی بروز به شکل کلامی را ندارند و خود را مستقیما به شکل دردهای جسمانی نشان می دهند. سردردهای میگرنی شدید، مسائل گوارشی پیچیده، گرفتگی عضلات گردن و خستگی مزمن می توانند ریشه در فشارهای عصبی حل نشده داشته باشند. پزشکان در بسیاری از مواقع هیچ علت ارگانیک و جسمی خاصی برای این دردها پیدا نمی نمایند.
در کنار این موارد ممکن است فرد به جای انجام کارهای مثبت اجتماعی مانند اهدای خون یا یاری مالی به آسیب دیدگان، به سمت رفتارهای مخرب کشیده گردد تا درد درونی خود را به صورت موقت تسکین دهد. تغییرات شدید در الگوی خواب و بی اشتهایی عصبی نیز هشدارهای بسیار مهمی به شمار می روند. اگر فردی پس از جنگ با این تغییرات فیزیکی عجیب دست و پنجه نرم می نماید، یاری روانشناس می تواند ریشه اصلی این دردهای روان تنی را پیدا نموده و مسیر درست بهبود را به او نشان دهد.
تاثیر تروما بر زندگی روزمره
آسیب های روانی فقط در تاریکی فکر باقی نمی مانند و خیلی زود تمام جنبه های ملموس زندگی روزمره فرد را تحت تاثیر خود قرار می دهند. تمرکز روی کارهای بسیار ساده سخت می گردد و حافظه کوتاه مدت با اختلال جدی روبرو خواهد شد. شخص نمی تواند تصمیم های درستی برای آینده تحصیلی یا کاری خود بگیرد و مدام درگیر افکار منفی و تاریک خواهد بود.
بازگشت به محیط کار، انجام درست وظایف شغلی و ارتباط سازنده با همکاران به یک چالش بزرگ و فرسایشی تبدیل می گردد. افت چشمگیر عملکرد شغلی یکی از اولین نشانه هایی به شمار میرود که مدیران و همکاران آن را متوجه می شوند و چنین شرایطی نیازمند توجه و رسیدگی کاملا فوری خواهد بود.
راهکارهای اولیه برای آرامش فکر
پیش از مراجعه به متخصص و آغاز جلسات درمانی حرفه ای، انجام دادن بعضی کارهای ساده می تواند به کنترل بهتر شرایط بحرانی یاری کند. در این بخش به چند روش کاربردی اشاره می کنیم:
- تنفس عمیق: تمرین های تنفسی شکمی باعث کاهش سریع ضربان قلب و ایجاد آرامش نسبی در لحظات پرالتهاب می شوند.
- ورزش منظم: فعالیت بدنی مستمر به تخلیه انرژی های منفی انباشته شده و ترشح هورمون های شادی آور در مغز یاری فراوانی می نماید.
- صحبت با افراد امن: در میان گذاشتن احساسات واقعی با دوستان نزدیک و قابل اعتماد، بار سنگین روانی را تا حد زیادی کاهش می دهد.
- نوشتن افکار روزانه: انتقال افکار مغشوش روی کاغذ باعث نظم گرفتن فکر، کاهش فشارهای درونی و درک بهتر احساسات خواهد شد.
جمع بندی
بازگشت به شرایط عادی و پایدار پس از خاتمه یافتن بحران های بزرگ، فرآیندی زمان بر است که نیازمند توجه ویژه و مراقبت های تخصصی خواهد بود. فکر انسان ساختار بسیار پیچیده ای دارد و گاهی به هیچ وجه نمی تواند به تنهایی از پس هضم اتفاقات سنگین و غیرمنتظره برآید. نشانه ها و علائمی که در این مطلب آن ها را به دقت آنالیز کردیم، یک زنگ خطر واقعی برای توجه بیشتر به مقوله سلامت روان محسوب می شوند.
نباید فراموش کنید که در دوران سخت پس از جنگ استفاده از یاری روانشناس به هیچ عنوان نشانه ضعف شما نیست، بلکه شجاعت بی نظیر فرد را برای بازسازی زندگی خود به برترین شکل ممکن نشان می دهد. با یک اقدام به موقع و اعتماد به علم روان شناسی می توانید آرامش از دست رفته را دوباره به روزهای زندگی خود برگردانید و آینده ای روشن تر بسازید.
منبع: خبرنگاران مگ
منبع: دیجیکالا مگ